و قل رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و جعل لی من لدنک سلطانا نصیرا

|
بسم الله الرّحمن الرّحیم :::::اللهم عجل لولیک الفرج:::::
|
هدف آفرينش و آرزوی هر نهاد پاک و بيداری،كمال و رسيدن به پيشگاه قدس ربوبی است و مقصد اساسی و هدف نهایی فرستادن كتابهایی آسمانی و تمام پيامبران الهی را نيز تشكيل میدهد.در اين ارتباط،گناهان،خصلتها،روحيات منفی، علاقهمندی های مادی و تبعيت از هوا و هوس،از بزرگترين عوامل عقب ماندگی انسان و بدترين مانع رسيدن او به خداوند متعال است. برخی مردم در برابر ين امور احساس بد بودن ندارند و با آنها زندگی میكنند و بلكه آنها را افزایش میدهند،اين افراد اهل شقاوت و سيهروزی میباشند. برخی ديگر اینها را اموری منفی میبينند و از آنها احساس بيزاری می كنند و آرزوی رهيدن از بند آنها را دارند و ليكن در واقعيت زندگی هيچ حركتی در راه كمال و رهيدن و نجات از آنها انجام نميدهند،اين افراد هم در نهایت به وادی بدبختی و سيهروزی خواهند رسيد. دسته سوّم كسانی هستند كه از خواب غفلت بيدار شدهاند و خود را از بند اسارت،ذلّت،تاريكی و بدبختی رهایی دادهاند و با اراده جدّی و عزم استوار در راه تكامل و وصال الهی گام برمیدارند.از اين ميان كسانی را میتوان ياد كرد كه با شناخت برنامه سير و سلوک و پيمودن راه آن خود را به مقصد رساندهاند و چشم دل را به جمال دلآری الهی روشن داشتهاند كه نشانه این افراد را در چهره عارفان حقيقی و مؤمنان راستين باید جست. همان كسانيكه تمام لحظههای زندگی آنان در راه رضای محبوب و قرب او قرار دارد و برای آنان مقصدی برتر از قرب و رضا و لقای خداوند وجود ندارد و نور خداوندی پيدا و نهان آنان را فراگرفته است و پرتوی آن تا شعاع بسيار دور نور افشانی میكند و در زندگی،تمام مقصد و مقصود آنان وصال محبوب است و غير او از چشم آنان پنهان است.سودای وصال در سر دارند و نغمه وصول برزبان،درد فراق را تازه میكنند و فریاد آن را بلند،آنان كه تماشی جلال جمال الهی را منزلگاه اصلی و قبله مراد خويش قرار دادهاند و بر دنيا و مظاهر آن به چشم حقارت نگريستهاند، اینها برخی از صفاتی بود كه آن رهروان راه حقيقت دارند. برای ديگران كه این عظمت و شكوه را میبينند این مطلب مطرح است كه: این«سالكان واصل» و این «عارفان واله» با چه اعمال و اخلاقی حركت كردند كه از درد و رنج فراق نجات و در آغوش پرمهر محبوب قرار گرفتهاند و از كجا دستور و برنامه تربيتی اخذ كردهاند كه به آرزوی ديرين و مقصد نهایی رسيدهاند؟! پاسخ كامل این پرسش ها را می بایست در برنامهها و سيره عملی و دستور العملهایی كه از این بندگان خداوند رسيده است،جستجو كرد كه كشف این راز در آن گفتهها و دستورالعملها و سير وسلوک و رياضت عملی نهفته است. ذكر يونسيه يكی از ذكرهای رایج بين اهل معرفت و از عوامل مؤثر در پيشرفت و ترقی انسان است.در شماره قبل «بشارت» از آن ياد كرديم و دانستيم كه منظور از«ذكر يونسیه»جمله شريفه«لا إله إلا أنت سبحانک إنی كنت من الظالمين»میباشد كه حضرت يونس در دل ماهی با تكرار آن موجب نجات خويش را فراهم كرد. اكنون منزلت ممتاز و برتر«ذكر يونسيه»را در مكتب سير و سلوكی عارف صمدانی و عالم ربانی«آخوند ملاّ حسينقلی همدانی» يادآور ميشويم،به اميد آنكه نهادهای پاک از آن بهرهگيرند. به جهت آنكه این مطلب را قدرشناسيم لازم است اندكي با موقعيت و مكتب تربيتی و شخصيتی این نخبه روزگار و عارف نامدار آشنا شويم: آخوند ملا حسينقلی همدانی،با ينكه در فقه و اصول از شاگردان درس فقيه اعظم شيخ مرتضی انصاری بود،لكن در سير و سلوک و اخلاق از محضر و مكتب جمال السالكين سيد علي شوشتری(ره)بهره میبرد،وی آشنایی خود را با این مكتب چنين بيان میكند: «به درس شيخ می نشستم،دريافتم كه شيخ علی الدوام ایّام چهارشنبه را به منزل آقا سيد علی شوشتری میشود و روزی بدانجا شدم و يافتم شيخ نشسته به هيأت تلميذ؛و سيد نشسته به هيأت استاد.و سيد چيزها ميفرمود... ،در دل گذراندم كه من نيز علی الدوام به این حضرت شوم.»چون برخواستم سيد با من فرمود:اگر میخواستی همای.و از آن روز به بعد خدمت آن حضرت بار يافتم . «حضرت امام خمينی(قدس سره)در این باره میفرماید:«كراراً شنيدهام سيد جليلی معلم اخلاق و معنويات استاد فقه و اصول، مرحوم شيخ انصاری،بوده است.انبیای خدا برای ين مبعوث شدند كه آدم تربيت كنند؛انسان بسازند؛بشر را از زشتيها، پليديها،فسادها و رذایل اخلاقی دور سازند و با فضایل و آداب حسنه آشنا كنند.» با ارشاد همين استاد حكيم بود كه آخوند ملاحسينقلی همدانی بعد از رحلت شيخ انصاری مشغول تربيت جانهای مشتاق و دلهای آماده شد. مرحوم آخوند با گردآوردن عالمانی مجاهد و مؤمنانی خالص سرگرم تربيت و تهذيب اخلاق و رياضت آنان گرديد. و بدين سان بود كه ستارگان درخشانی از محضر و محفل او بيرون آمدند كه هر يک از آنان افتخار علم،معرفت و سير و سلوک محسوب میشوند. البته شيوه تربيتی و كرامات و عظمت مرحوم آخوند را در چند سطر نمی توان بيان كرد و لكن از آشنایی با بزرگان اخلاق و عرفان كه در ذيل نام مبارک بعضی از آنها ذكر میشود، می توان به عظمت مكتب تربيتی وی پی برد. 1-مرحوم محمد بهاری(ره)مبرزترين شاگرد آخوند و مؤلف كتاب تذكرة المتقين. 2ـ مرحوم ميرزا جواد ملكيی(ره)،مؤلف كتاب المراقبات و اسرار الصلوة ولقاءِ اللّه. 3 ـ عارف كامل مرحوم سيد علی طباطبایی معروف به قاضی،صاحب كرامات مشهور. 4 ـ علامه طباطبایی،مؤلف تفسير الميزان و…. 5 ـ آیت الله مرحوم شيخ محمد تقی آملی،مؤلف مصباح الهدی و…. و نيز صدها انسان بمقصد رسيده ديگر كه سلسله معارف و سير و سلوكی آنها بیواسطه و يا با واسطه و در نهایت بهمكتبی میرسد كه ملاحسينقلی همدانی آنرا رونق و گسترش داد. آخوند ملاحسينقلی همدانی در زندگی خود هيچ كتابی را تدوين نكرده است و فقط حقيقت الهی و معارف حق را در صفحه جان و سينه درخشان يک صد و هشتاد مرد پاک كه به جهت درمان درد خود در محضر ایشان گردآمده بودند نگاشت و آنان را مشعلی فروزان برسر راه سالكان طريق حقيقت در طول تاريخ ساخت. از دقت در زندگی و اعمال و رفتار و گفتار بزرگان این«مكتب سير و سلوكی»برمي آید كه همه آنان به«ذكر يونسيه»مراقبت و مداومت داشتهاند و برای رسيدن به مقصد و رهيدن از تاريكي و ظلمت همواره به ديگران توصيه ميكردند كه با آن ذكر،زبان خود را بياريند و زندگی و فكر و دل خويش را روشن دارند. از آنجا كه كلمات آن بزرگواران دارای تأثير شگرف و بسزایی است،در زير برخی از توصيهها و دستورالعملهای آنان در این باب می آوريم: 1-عارف و عالم بزرگوار حاج ميرزا جواد تبريزی(ره)در دستورالعملی جامع به محقق كم نظير شيخ محمد حسين اصفهاني معروف به كمپانی میفرماید:مرحوم مغفور(استاد اكبر سلوک و عرفان ملاحسينقلی همدانی) میفرمودند كه:«در سجده ذكر يونسيه و مداومت آن در شبانه روز ترک نشود.هرچه زيادتر،اثرش زيادتر.اَقَلِّ اَقَلِّ آن چهارصد مرتبه است.خيلي اثرها ديدم»بنده خود هم تجربه كردم و چند نفر هم مدعی تجربهاند. 2 ـ علامه شيخ محمد حسين اصفهاني مشهور به كمپانی در نامه ای به عنوان دستورالعمل به آیت اللّه آقا ميرزا محمود موسوی زنجانی می فرماید:باری «الحمدللّه علی كل حال» از ذكر،سؤال شده بود. اگر چه زياد است ولی مناسب حال و مقام كه در قرآن منصوص و در كلمات معصومين(س) مأثور است:ذكر يونسيه «لا إله إلا أنت سبحانک إنی كنت من الظالمين» است كه نتيجه آن در خود قرآن منصوص است.«فنجّيناه من الغم وكذلک ننجی المؤمنين».و چون غم سالک خلاصک از سجن طبيعت است باید این مقصد بزرگ منظور بوده باشد كه نتيجه،نجات از سجن طبيعت و ارتقاءِ به عالم قدس است و بديهی است كه این مقام از لقلقه زبان حاصل نمی گردد. و مشيخ می فرمودند كه اقلاً چهارصد مرتبه ذاكر در سجده باشد كه اشرف حالات عبوديت است.خيلي خوب است،خورده خورده باید زياد شود.شاید بعضي كه میشناسيد دو ساعت يا زيادتر این سجده را ادامه دادهاند و بهترين اوقات وقت سحر يا بعد از نماز عشاء كه وقت انحدار غذا است كه نه معده پر و نه چندان خالی و ضعيف است و البته توجه به مذكور خداوند در تمام لحظات لازم است تا غلبه حال دست دهد و روز به عالم ملكوت باز شود. و در آخر این نامه میفرماید:«به بنده فرمودند هروقت در مجامع عمومی هستيد مثل آنها باش و اگر به خلوت رفتی در توجه بكوش تا خرمنها گل برداری.» 3 ـ حيدر آقای معجزه تهرانی: يكی از شاگردان آخوند جناب شيخ علی زاهد را مكرر زيارت كردم روزی از يشان سؤال شد كه استاد شما جناب آخوند ملاحسينقلی همدانی شاگردان خود را به چه چيز تربيت ميكرد فرمود به ذكر موت و به بعضی از ارادتمندان خود فرموده بود چنانچه شخصي يک سال شبها در سجده چهار صد بار بگويد:«لا إله إلاّ أنت سبحانک إنی كنت من الظالمين»از عالم طبيعت خارج میشود. 4 ـ عارف كامل عالم عامل مرحوم ميرزا جواد ملكی تبريزی(كتاب المراقبات):مرا نيز در روزگار تحصيل در نجف اشرف شيخ بزرگواری بود كه پيشوا و پناه پارسایان و سالكان بود،از او خواستم كه برترين عمل را كه او خود آزموده و تأثير نيكویش را در بهبود حال سالک تجربه كرده،برایم بازگويد،او مرا سفارش كرد:اينكه در هر شبانه روز سجودی طولانی به جای آورم و در آن، این ذكر را به تكرار باز گويم:«لا اله الاّ أنت سبحانک اِنّی كنت من الظالمين»(خديا به جز تو خدایی نيست،تو پاكی و این منم كه بر خويش ستم كرده ام)و قصد و نيتم از این ذكر این باشد كه خدایا اینک جان من در زندان طبيعت گرفتار است و با زنجيرهای هوا و هوس بسته شده است،و من خود با رفتار ناروایم خويش را بدين زندان و زنجيرها گرفتار كرده ام، و هرگز درباره تو چنين پندار ناروایی نمی برم كه بگويم تو با من چنين كرده ای،و تو مرا بدين زندان و زنجيرها درافكنده ای، هرگز، تو از این پندارها پاكی،و این منم كه خويش را به بلا گرفتار ساخته ام. آن بزرگ، همه ياران خويش را بدين سجده سفارش می كرد و آنان نيز این سفارش را به جای می آوردند و ذكر ياد شده را برخی هزار بار،برخی كمتر،برخي بيشتر و حتّی برخی سه هزار بار در سجده تكرار می كردند و آثار مبارک و سازنده آن را در خويش می يافتند. این دفعه دیگه واقعاً خسته شدید!!!! پس یه صلوات بفرستید ، ذکر یونسیه هم فراموش نکنید، لطفاً.............. التماس دعا. موضوعات مرتبط: ..............................اذکار [ سه شنبه 12 بهمن1389 ] [ 20:38 ] [ محمدرضا معتمدی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ......«کپی برداری از این وبلاگ،بدون ذکر نام مجاز نمی باشد» ...... ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |